در یکی از شبهای برگزاری برنامه «شبهای بلهبرون» در یادمان شلمچه، مراسم با تلاوت آیاتی از قرآن کریم و ذکر «یا فاطمهالزهرا(س)» بهعنوان رمز عملیات کربلای پنج آغاز شد؛ فضایی که از همان ابتدا حالوهوای میدان را تداعی میکرد و حاضران را به یاد شبهای عملیات در همین منطقه میانداخت. مجری برنامه با اشاره به تکرار این میعاد سالانه گفت بار دیگر فرصتی فراهم شده تا زائران در شلمچه گرد هم بیایند و «بله»ای تازه به مسیر شهدا بدهند؛ بلهای که به گفته او، بیشتر از آنکه گرفتن باشد، دادن و پذیرفتن یک مسئولیت است.
در ادامه، مفهوم «بلهبرون» نه در قالب یک مراسم سنتی، بلکه بهعنوان لحظهای برای تعیین تکلیف با خود و با خدا تبیین شد. سخنران برنامه با طرح پرسشهایی پیاپی، مخاطبان را به تأمل درباره معنای انتخاب در زمانه جنگ روایتها دعوت کرد و گفت بلهبرون یعنی پذیرفتن سختیها، یعنی ایستادن در کوچههای تنگ و عبور از سنگلاخها، یعنی پذیرفتن اینکه هنوز هم شنیدن و گفتن از شهدا زنده و اثرگذار است.
او با توصیف شلمچه بهعنوان «سرزمین عاشق و معشوق» و محل رفتوآمد شهدا، تأکید کرد اینجا یک نقطه عادی جغرافیایی نیست؛ جایی است که به تعبیر او، آسمان و زمینش رنگ دیگری دارد و بسیاری از شهدا سالهاست چشمانتظار حضور نسلهای بعدیاند. در این بخش از سخنان، خطاب به جوانان گفته شد حضور در شلمچه اتفاقی نیست و هرکس که به این منطقه میآید، مهمان ویژه شهداست؛ تعبیری که با استقبال و واکنش احساسی حاضران همراه شد.
بخش دیگری از برنامه به روایت زندگی شهدا اختصاص داشت؛ اینکه آنان انسانهایی معمولی با دغدغههای روزمره بودند اما در نقطهای از زندگی تصمیمی متفاوت گرفتند. به گفته سخنران، تفاوت شهدا در انتخابهایشان بود؛ جایی که دنیا پیچید و آنان نپیچیدند و مسیر مستقیم را برگزیدند. نقش امام خمینی(ره) بهعنوان محور تربیتی این نسل نیز برجسته شد و از رابطه دوطرفه عشق میان امام و جوانان آن دوره سخن به میان آمد.
در ادامه، بحث به موضوع «خدای واقعی یا خدای خیالی» کشیده شد؛ مفهومی که به گفته سخنران، تعیینکننده جهت حرکت انسان در زندگی است. او با مثالهایی از زندگی شهیدان دفاع مقدس از جمله شهید ابراهیم همت و شهید عبدالحسین برونسی تلاش کرد نشان دهد سنتهای الهی محدود به گذشته نیست و همان خدایی که در تاریخ انبیا حضور داشته، در میدانهای نبرد معاصر نیز فعال بوده است. روایتهایی از توکل و یقین شهدا و امدادهای غیبی در عملیاتها، بخش مهمی از این قسمت را تشکیل میداد.
اشاره به ماجرای طبس، کودتای نوژه و دیگر رخدادهای سالهای ابتدایی انقلاب، در ادامه همین چارچوب مطرح شد؛ رخدادهایی که از نگاه سخنران نشانه همراهی اراده الهی با انقلاب اسلامی بود. او با بیان اینکه تقابل اصلی، تقابل دو نگاه به خداست، تأکید کرد تاریخ انقلاب بدون فهم این نسبت قابل تحلیل نیست.
در بخش دیگری از برنامه، پیوند میان «خدای خمینی» و «خدای خامنهای» بهعنوان استمرار یک مسیر واحد مطرح شد. سخنران با مرور حوادث دهه شصت، ترورها و فشارهای آن دوره، شرایط امروز را امتداد همان تقابل دانست و گفت همانگونه که انقلاب از آن گردنهها عبور کرد، امروز نیز با تکیه بر همان سنتها پیش میرود. یادآوری شهادت چهرههای شاخص انقلاب و دفاع مقدس و همچنین شهدای سالهای اخیر، فضایی آمیخته با روایت تاریخی و تحلیل سیاسی ایجاد کرده بود.
در ادامه، با ذکر نمونههایی از شهدای معاصر و روایتهایی از زندگی و نحوه شهادت آنان، بر پیوستگی نسلها تأکید شد؛ اینکه فرهنگ شهادت از دفاع مقدس تا امروز ادامه یافته و در موقعیتهای مختلف خود را نشان داده است. سخنران، این تداوم را نشانه زنده بودن یک مکتب دانست و خطاب به حاضران گفت اکنون نوبت نسل جدید است که جایگاه خود را در این میدان مشخص کند.
بخش پایانی برنامه به «جشن تعیین تکلیف» اختصاص داشت؛ تعبیری که برای لحظه تصمیمگیری جوانان به کار رفت. حاضران دعوت شدند نسبت خود را با مفهوم ولایت، مسئولیت اجتماعی و آینده انقلاب روشن کنند. در این بخش، با خاموش شدن چراغها و قرائت روضه و پخش نواهای آیینی، حالوهوای مراسم به سمت مناجات و عهدبستن پیش رفت و بسیاری از زائران در فضایی معنوی با شهدا و امام عصر(عج) تجدید عهد کردند.
مراسم «شبهای بلهبرون» شلمچه در حالی به پایان رسید که شرکتکنندگان با لباسهای خاکی و چهرههایی متأثر از فضای برنامه، یادمان را ترک میکردند؛ برنامهای که تلاش داشت شلمچه را نه فقط یادگار گذشته، بلکه نقطهای برای تصمیم امروز و فردا معرفی کند و نسل جدید را به انتخابی آگاهانه در ادامه این مسیر فرا بخواند.